سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۴
شرح دعای جوشن کبیر(۴) | سرچشمه عزت؛ بازخوانی یک حقیقت قرآنی

حوزه/ در فرازهایی از دعای جوشن کبیر، عظمت الهی با اوصاف عزت، جمال، قدرت، ملک و جلال تبیین می‌شود و تأکید می‌گردد که سرچشمه همه کرامت‌ها خداست. همچنین به سریع‌الحساب و شدیدالعقاب بودن او، حسن ثواب الهی و حقیقت «امّ‌الکتاب» و جایگاه بلند قرآن اشاره می‌شود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، دعای جوشن کبیر از ادعیه‌ شاخص و معتبر شیعه است که در آثاری چون اقبال الاعمال و مصباح المتهجد نقل و در مفاتیح الجنان جایگاهی برجسته یافته است. این دعا در شب‌های قدر اهمیت ویژه دارد و محور آن، ذکر«خَلِّصنا مِنَ النار»، رهایی از آتش و آمرزش الهی است.

در ادامه به مناسبت اهمیت این دعا در شب‌های قدر و ماه مبارک رمضان، پرونده «شرح دعای جوشن کبیر»، با بخشی از «کتاب نوای انس» هر روز تقدیم شما فرهیختگان می شود.

یَا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَ الْجَمَالُ، یَا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْکَمَالُ، یَا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الْجَلالُ، یَا مَنْ هُوَ الْکَبِیرُ الْمُتَعَالِ، یَا مُنْشِئَ السَّحَابِ الثِّقَالِ، یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْمِحَالِ، یَا مَنْ هُوَ سَرِیعُ الْحِسَابِ، یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْعِقَابِ، یَا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ، یَا مَنْ عِنْدَهُ أَمُّ الْکِتَابِ

در این فراز مجددا مطالبی هست که روی هم رفته جامعیتی دارد زیرا از ابعاد مختلف به عظمت الهی اشاره شده است.

* یَا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَ الْجَمَالُ

ای کسی که برای او عزت و زیبایی است.

* خداوند منبع عزت و کرم

بحث عزت در اسلام بسیار مهم است و در قرآن کریم به طور خاص خیلی جلوه‌گر شده است. اصل عزت مربوط به خداوند است و هر کس به خداوند منتسب باشد عزت پیدا می‌کند:

﴿وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ[۱]

جای دیگری هم نمی‌شود دنبال عزت رفت:

﴿أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا[۲]

می‌فرماید، آیا در نزد آنها دنبال عزت رفتند در حالی که همه عزت برای خداوند متعال است. آن وقت بخشی از این عزت را خداوند متعال به همه بنی‌آدم می‌دهدکه از آن به کرامت ذاتی انسان تعبیر می‌شود:

﴿وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ[۳]

اما بخشی دیگر باید اکتساب شود:

﴿إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ[۴]

عزت و کرامت هم خیلی به همدیگر ارتباط دارد. عزت وقتی به کار می‌رود که به آن جنبه درونی‌اش نگاه می‌شود و کرامت بیشتر وقتی بکار می‌رود که به آن جنبه اجتماعی و بیرونی نگاه می‌شود.

خلاصه آن کسی که عزت را دارد و آن کسی که مخزن عزت است خود خداوند متعال است. در مناجات شعبانیه هم می‌گوییم:

إِلهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ الأَبْهَجِ

خدایا مرا وصل کن به نور عزت خودت که از همه چیز با بهجت‌تر است، از همه چیز شادمانی بیشتری دارد. همچنین در جایی دیگر از همین مناجات آمده است:

إلهِی هَبْ لی کَمالَ الانْقِطاعِ إِلَیْکَ، وَأَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها إِلَیْکَ، حَتَّی تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَتَصِیرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ.[۵]

از خداوند درخواست می‌کنیم تا روح ما را به آن عزت قدس، به آن نهایت قداست وصل نماید. نهایت پاکی در ذات حضرت الهی است و آن منشأ عزت است.

کرامت انسان با کسب کمالات الهی

این کرامت به نظر آیت الله مطهری نقطه ثقل و محور اخلاق اسلامی است، یعنی ما در اخلاق اسلامی دنبال ایجاد این کرامت و ایجاد احساس این عزت هستیم و همه چیز برای همین است. به هر تقدیر آن کسی که عزت دارد خداوند متعال است و عزتش هم عزت واقعی است.

همه عزت را دوست دارند، ولی متاسفانه گاهی از راه غیر واقعی‌اش می‌خواهند آن را دنبال کنند. راه واقعی‌اش این است که انسان کمالات الهی را در خودش کسب کند. کمالات الهی علم است، حکمت است، احسان است، کرامت است، بزرگواری است، گذشت و عفو است، صبر است. اینها برای انسان عزت می‌آورد. اما بعضی‌ها فکر می‌کنند با پول، ماشین، منصب‌های دنیایی و این گونه چیزها می‌توانند برای خودشان عزت کسب بکنند. اینها عزت نمی‌دهد. اینها ممکن است باعث جلب توجه بشود ولی انسان را از درون پر نمی‌کند، مثل فلز حلبی است که روی آن را یک آب طلایی هم بزنند. این که طلا نمی‌شود. عزت یعنی طلا باشید. حتی اگر دیگران خواستند شما را با غیبت و تهمت تحقیر کنند مثل این می‌ماند که روی طلا لجن بپاشند. اینها با یک شست شو از بین می‌رود، چون در درون طلاست. اما اگر کسی درونش خراب باشد ظاهرش را بخواهد طلا اندود بکند با اندک فشاری این ظاهر از بین می‌رود و آن چیزی که می‌ماند آن واقعیت و آن باطن زشت است.

صفات جمالیه الهی منشأ زیبایی های هستی

عزت الهی بالاترین جمال است. ذاتی و همیشگی است. به صفات ثبوتیه خداوند متعال مثل علم، قدرت، حیات، اراده و حکمت صفات جمالیه گفته می‌شود. منشأ تمام زیبایی‌هایی که در عالم هست همین صفات جمالیه الهی است. اگر گل زیباست، اگر دریاها، چشمه‌ها، ابرها، شکوفه‌ها، میوه‌ها و سیارات زیبا هستند، دلیلش این است که آنها شعاع کوچکی از زیبایی‌های الهی هستند. در نظر بگیرید شما کارهایی را که یک نقاش به عنوان سرمشق به نوآموزان می‌دهد نگاه می‌کنید می‌بینید چقدر زیباست، دارد آنها را تربیت می‌کند اما آن نقاشی‌های اصلی این نیست. آنچه را که ما در دنیا می‌بینیم نقاشی‌های اصلی خداوند نیست، این دنیا قسمت کوچکی از آن است. ان شاء الله وقتی که در همین دنیا چشممان باز شود یا آن طرف برویم می‌بینیم نقاشی‌های اصلی آن طرف است اینجا یک شبحی است از آن چیزهای اصلی است که آنجا هست.

یَا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْکَمَال

ای آن ‌که توانایی و کمالات فقط ویژه اوست.

مفهوم قدرت

به تعبیر فلاسفه قدرت عبارت است از اینکه «فاعل هر زمان که خواست بتواند کاری را انجام بدهد و اگر نخواست بتواند آن را ترک کند.»[۶] پس قدرت یعنی اینکه بتواند هر آنچه را که می‌خواهد انجام دهد و هر چه را که نمی‌خواهد انجام ندهد. یعنی هم بر فعل و هم بر ترک توانایی داشته باشد. اگر فقط توانایی فعل یا تنها توانایی ترک را داشته باشد به این قدرت نمی‌گویند. مثلاً کسی که دارد از یک بلندی سقوط می‌کند، این سقوط کردن فعل او هست ولی به او نمی‌گوییم این قدرت بر سقوط دارد. چرا؟ چون قدرت ندارد که جلوی افتادن خودش را بگیرد. یا اگر کسی با فشاری که پشت سر او هست مجبور شود کاری را انجام بدهد، این هم قدرت محسوب نمی‌شود. خداوند متعال همه کمالات از جمله قدرت را بینهایت دارد. اصلاً هر چه کمالات در هستی هست، از او نشأت می‌گیرد.

یَا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الْجَلال

ای آن‌که فرمانروایی و عظمت فقط ویژه اوست. مُلک و مالکیت و بر وجه بالاتر از مالکیت، حاکمیت مال اوست. همه چیز مِلک اوست و همه چیز تحت حکومت اوست. جلال و بزرگی و منزه بودن از نقایص هم برای اوست.

یَا مَنْ هُوَ الْکَبِیرُ الْمُتَعَال

ای آنکه اوست بزرگ و برتر. ما در مقابل خدا بزرگی نداریم. کبریا مخصوص خداست. اگر هم می‌گوییم «الله اکبر» معنایش این نیست که دیگران بزرگ هستند، اما خدا بزرگتر است. خیر، ما یک کبیر بیشتر نداریم و آن خداست. پس «الله اکبر» یعنی خدا بزرگتر از آن است که توصیف بشود.[۷] لذا اگر ما بخواهیم خودمان را بزرگ نشان بدهیم می‌شود تکبر. ما بزرگی نداریم. تکبر یعنی به زور بخواهیم خودمان را بزرگ نشان بدهیم. بزرگی و تعالی برای اوست. او در رأس این هرم است. او در نقطه اوج است.

متعالی است ولی دور نیست

ولی در عین حال جالبی نظام قرآنی این است که با اینکه خداوند کبیر و متعال است، اما از موجوداتی که آفریده است فاصله ندارد. ما نباید تصور کنیم که خداوند نعوذبالله مثل رئیس یک سازمانی است که ممکن است فقط از اطرافیان خودش خبر داشته باشد و از سایر کارکنان سازمان خبر نداشته باشد. خداوند این طور نیست. خداوند در عین حال که متعالی است، به تک تک مخلوقاتش و به طور مشخص به ما انسانها خیلی نزدیک است:

﴿وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ

او از رگ گردن و از شریانهای ما به ما نزدیک‌تر است.[۸] پس خداوند در عین نزدیکی، استعلا هم دارد، ولی بعد و دوری ندارد. نزدیک است و این استعلایش به خاطر کمالات وجودی اوست، وگرنه با تمام مراتب وجود حاضر است، چون همه چیز وابسته به اوست.

* یَا مُنْشِئَ السَّحَابِ الثِّقَال

ای پدیدآورنده ابرهای پرباران. وقتی انسان از بالای هواپیما به این ابرها نگاه می‌کند تازه به عظمت اینها پی می‌برد. از پایین که نگاه می‌کنید کوچک به نظر می‌آید. اما از آن بالا که نگاه می‌کنید گاهی تا چشم نگاه می‌کند ابر است و با ضخامتی که اصلاً نمی‌شود آن طرفش را دید. این ابرها گاهی با خودشان میلیونها و گاهی هم بیشتر از میلیونها لیتر آب را حمل می‌کنند. یک مرتبه می‌بینید باران می‌آید و منطقه وسیعی سیلاب می‌شود. چقدر باید آب آمده باشد که در یک منطقه وسیعی ده سانتیمتر، بیست سانتیمتر، سی سانتیمتر، پنجاه سانتیمتر آب یا برف بیاید؟ یعنی چه حجم عظیمی از آب را این ابرها با خودشان جا به جا می‌کنند و چقدر زیبا و نرم و آرام حرکت می‌کنند، بدون اینکه هیچ موتوری داشته باشند. حتی مثل پرنده‌ها هم نیستند که لازم باشد بال بزنند. جریان گردش هوا و چرخش خود زمین اینها را به حرکت درمی‌آورد:

﴿اللَّهُ الَّذی یُرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثیرُ سَحاباً فَیَبْسُطُهُ فِی السَّماءِ کَیْفَ یَشاءُ وَ یَجْعَلُهُ کِسَفاً فَتَرَی الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ[۹]

آن کسی که انشاء کننده و ایجاد کننده این ابرهاست خداوند متعال است. پس هم از تعالی او صحبت کردیم و هم آمدیم در عالم طبیعت و به امور محسوس هم اشاره کردیم.

* یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْمِحَالِ

ای کسی که کیفرش سخت است. این را قبلا هم اشاره کردیم که خداوند متعال حلیم است، شکیباست و فرصت می‌دهد و صبر می‌کند شاید طرف اصلاح بشود و سریع مجازات نمی‌کند. اما اگر خدایی نکرده کسی باب رحمت را به خودش ببندد، به خصوص وقتی که به مرحله‌ای برسد که رحمت الهی به هیچ وجه نتواند او را نجات بدهد و طوری بر روی قلبش مهر زده باشد، این شخص اگر قرار بشود عذاب بشود دیگر آنجا عذاب عذاب سختی است. چون در واقع آن عذاب یعنی تمام اصرار و لجاجتی که او داشته برای اینکه خودش را از رحمت رب العالمین محروم بکند. چه فشاری می‌خواهد تا انسان خودش را از رحمت الهی محروم کند. اقیانوس بیکران رحمت الهی هست، ولی او یک ذره هم خیس نشده است. چه فشاری از درون باید باشد، چه خباثتی، چه اصرار و سماجتی باید باشد که از این رحمت برخوردار نشود. وقتی ما می‌گوییم ملعون، ملعون یعنی کسی که طوری رفتار کرده که رحمت الهی او را خیس نکرده، او را برخوردار نکرده، یعنی در وسط اقیانوس خشک مانده است.

* یَا مَنْ هُوَ سَرِیعُ الْحِسَاب

ای کسی که در حسابرسی سریع است. مسئله حسابرسی ابعاد مختلفی دارد. اولا یک قسمتی از حسابرسی در همین دنیا انجام می‌شود، گاهی در همین دنیا کار خوب و بد به انسان برمی‌گردد، حتی نیت خوب و بد. نیت خوب داشته باشید، برای مردم خیر بخواهید، خوبی و خوشی و صفا بخواهید، همین نیّتتان در دنیا به خودتان برمی‌گردد. اگر هم کسی بدنیّت، حسود، خودخواه و شرور باشد در همین دنیا به او بر می‌گردد. اگر هم عملا خوبی و بدی کند در همین دنیا بر می‌گردد: «تو نیکی می‌کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز» پس یک قسمت از محاسبه در همین دنیا انجام می‌شود.

قسمتی از محاسبه در برزخ انجام می‌شود. آنجا سوالات اساسی می‌شود. سوال و جواب کامل و مفصل و با جزئیات آن هم در روز قیامت انجام می‌شود. اما مثل دنیا نیست که طول بکشد. گاهی اوقات تا پرونده باز بشود و تحقیق بشود و قاضی وارد بررسی بشود و نتیجه بخواهد بدهد و تجدید نظر شود و ... چند سال طول می‌کشد. اما در پیشگاه خداوند این گونه نیست، آنجا همه چیز آماده است:

﴿الْیَوْمَ تُجْزی‏ کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْیَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَریعُ الْحِسابِ[۱۰]

همین الان هم که ما داریم کار می‌کنیم، همین الان در همین لحظه هم حساب اعمال ما مشخص است، منتها بسته نشده است. وقتی که مردیم یک قسمتش بسته می‌شود و یک قسمتش که مربوط به صدقات جاریه یا خدایی نکرده اگر کارهای سیئه جاریه‌ای داشته باشد، اینها هم در برزخ به آنها اضافه می‌شود. اما در قیامت همه چیز آماده است. کتاب عمل را به انسان می‌دهند و می‌گویند خودت بخوان:

﴿اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَی بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا[۱۱]

اصلاً تو خودت حساب کن لازم نیست ما برای تو قضاوت کنیم. چون آنجا حقایق روشن است. وقتی به انسان تمام حقایق و اطلاعات را بدهند خودش می‌فهمد چه کاره است. قاضی بودن الهی بر اساس علم و حکمت است. اینطور نیست که لازم باشد کلی اشخاص بنشینند فکر بکنند که چه حکمی راجع به این باید صادر بکنند. خود طرف هم می‌تواند بفهمد که چه کاره است. پس در دنیا و در آخرت سریع الحساب است.

* یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْعِقَاب

ای آن ‌که کیفرش سخت و شدید است. باز تکرار می‌کنیم که اگر کار بخواهد به عقاب بکشد شدید است. برای همین هیچ موقع نباید خودمان را برای فرض عقاب آماده کنیم و بگوییم خوب حالا ممکن است بالاخره چند صباحی هم ما عذاب بشویم و تمام می‌شود. خیر، اولا ممکن است عذاب دائمی باشد، ثانیا ما یک لحظه‌ از عذاب الهی را هم نمی‌توانیم تحمل کنیم. باید هرچه می‌توانیم تلاش کنیم و تنها روی این متمرکز بشویم که چطور عمل کنیم که مستوجب عذاب نشویم.

* یَا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَاب

ای آن‌که پاداش نیک تنها نزد اوست. در نزد خداوند ثواب فراوان و نیکو و زیبا هست. تعبیر «حسن ثواب» در قرآن درباره ثواب در آخرت آمده است:

﴿فَآتاهُمُ اللَّهُ ثَوابَ الدُّنْیا وَ حُسْنَ ثَوابِ الآخِرَةِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ﴾[۱۲]

در این آیه خداوند متعال می‌فرماید که محسنین هم ثواب در دنیا را دریافت می‌کنند و هم ثواب در آخرت را. اما در مورد ثواب آخرت «حسن ثواب» بکار می‌برد تا منزلت رفیع و بالایی که ثواب در آخرت در مقایسه با ثواب در دنیا دارد را بیان کند.[۱۳] در حالی که خداوند انواع پاداش و ثوابها را در دنیا و آخرت برای بندگانش مهیا کرده است، چرا ما باید خودمان را از ثواب و اجر پاداش الهی محروم کنیم و دچار عذاب بکنیم؟ مَثَل کسی که دچار عذاب می‌شود مَثَل کودکی می‌ماند که پدر یا مادر دست او را گرفته‌اند و با احتیاط دارند از کنار خیابان شلوغی عبور می‌کنند. به این کودک هم می‌گویند اینجا ماشین با سرعت می‌آید و خطرناک است. این کودک هم از بس بازی‌گوش است حرف پدر و مادر مهربان خودش را گوش نمی‌کند. دست آنها را یک دفعه رها می‌کند و به وسط خیابان می‌رود و ماشین به او می‌زند. خب اینجا چه کسی مقصر است؟ پدر و مادر که او را دوست دارند. به او هم که هشدار دادند. دستش را هم که محکم گرفتند. اما خودش یک دفعه دستش را جدا می‌کند می‌رود. او خودش مقصر است. ما نباید دست خدا را رها کنیم.

* یَا مَنْ عِنْدَهُ أَمُّ الْکِتَاب

ای آن‌که ام الکتاب نزد اوست.

الکتاب و لوح محفوظ

یکی از مباحث مهم قرآنی بحث «ام الکتاب» است. «ام الکتاب» در واقع همان لوح محفوظ است، آن مرتبه‌ای است از علم الهی که همه وقایع عالم به شکل نهایی‌شان در آنجا ثبت است. لوح محفوظ بالاترین الواح است،[۱۴] الواحی هم پایین‌تر داریم به آنها الواح «محو و اثبات» می‌گویند. در آنها ممکن است چیزی نوشته شود و بعد تغییر کند:

﴿یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ[۱۵]

خداوند یک چیزهایی را تثبیت می‌کند و یک چیزهایی را محو می‌کند. اما نزد او ام‌الکتاب هم هست. اگر پیامبری یا ولیّ خدایی یا کسی در خواب به این الواح محو اثبات متصل شود، ممکن است آنچه او از آن خبر داده تغییر کند. مثلاً حضرت عیسی از یک فردی در شب عروسی‌اش خبر دادند که می‌میرد ولی بعد با صدقه حل شد و نمرد. یا پیغمبر کسی را که می خواست برود بیرون شهر هیزم جمع کند، متوقع بودند که بمیرد ولی زنده برگشت. اصحاب تعجب کردند. پیامبر به او فرمودند همیانت را باز کن. وقتی باز کرد دیدند داخل آن یک مار است. گفتند چه کار کردی؟ گفت صدقه دادم. یعنی صدقه و دعا می‌تواند آن چیزی را که به شکل معلق یا مشروط بوده، تغییر دهد. اما آن چیزی که در «ام الکتاب» یا در «لوح محفوظ» هست دیگر تغییر نمی‌کند.

دو چهره قرآن

یکی از چیزهایی که در «ام الکتاب» هست، کتب آسمانی است. به طور خاص، قرآن در «ام الکتاب» است. در سوره زخرف می‌فرماید:

﴿إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ*وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ[۱۶]

قرآن دو وجهه و دو چهره دارد. یک وجه‌اش و یک چهره‌اش که به طرف ماست یک متن خواندنی عربی است: ﴿قُرْآنًا عَرَبِیًّا﴾[۱۷] که ۱۱۴ تا سوره و ۶ هزار و اندی آیه دارد تا ما بتوانیم بفهمیم: ﴿لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ﴾. اما قرآن وجه دیگری نیز دارد که رو به خداوند و در «ام الکتاب» نزد خداوند است: ﴿وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا﴾. قرآن دارای علو و حکمت است و محکم است: ﴿لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ﴾. قرآن هیچ وقت از طرف خداوند به زمین یا به زمینی‌ها فرستاده نشده است، به معنای اینکه خدا را ترک کرده باشد، ملکوت را ترک کرده باشد، ام الکتاب را ترک کرده باشد و به میان ما آمده باشد. قرآن در عین حال که در آن مقام بسیار بالا هست یک چهره‌ای از او، یک نمایشی از او و یک تمثیلی از او برای ما در قالب یک متن فراهم شده است. آن چیزی که حقیقت اصلی قرآن است آن است که در مواجهه با خدا است و آن یک چیز دیگر است. آن نزدیکترین چیز به خداست. پیغمبر۶ به امیرالمؤمنین۷ فرمودند:

أَوَ لَیْسَ کِتَابُ رَبِّی أَفْضَلَ الأَشْیَاءِ بَعْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل[۱۸]

کلام خدا مخلوق نیست. مخلوقات هر چقدر هم عزیز باشند، هر چقدر هم مقرب باشند، مخلوقند. اما کلام خدا، علم خداست، حکمت خداست، رحمت خداست، تجلی اعظم خداست. امیرالمؤمنین۷ در نهج البلاغه می‌فرمایند:

فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابِهِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکُونُوا رَأَوْه[۱۹]

به هرتقدیر قرآن در «ام الکتاب» است. یا در جایی دیگر فرمود:

﴿إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ * فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ * لایَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ[۲۰]

قرآن در یک کتاب پنهانی است و کسی نمی‌تواند با قرآن یا آن کتاب پنهان تماس داشته باشد مگر آنهایی که پاک شده‌اند. چه کسانی پاک شده‌اند؟

﴿إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا[۲۱]

خداوند آنها را پاک کرده است. کسان دیگری مانند انبیاء و اولیاء هم ممکن است مطهر باشند، ولی کسانی که قرآن به طور مشخص مطهر می‌داند یکی اهل بیت: هستند، و دیگری حضرت مریم است که خداوند او را مطهر کرده است:

﴿وَ إِذْ قَالَتِ الْمَلائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلَی نِسَاءِ الْعَالَمِینَ[۲۲]

اینها می‌توانند با حقیقت کتاب آسمانی، کتاب الهی یا با آن کتاب مکنون تماس برقرار کنند و مسّش کنند. حالا درست است که با استناد به این آیه می‌گویند با وضو باید به قرآن دست بزنید، ولی این یک بخش کوچکی از معنای آیه است، اصلش آن حقیقت قرآن است که با طهارت باطنی می‌شود به آن رسید.

قرآن بعد از نزول در قالب الفاظ تمثل پیدا کرده که ما روی آن تامل کنیم. اگر این را کار بکنیم این حبل الله می‌تواند ما را به سمت عالم بالا ببرد. برای همین هم هست که در بهشت هم به هر کسی که می‌رود می‌گویند: «اقْرَأْ وَ ارْقَأ»[۲۳] قرآن بخوان و بالا برو. انسان به اندازه‌ای که در آنجا قرآن را به یاد داشته باشد یعنی همان چیزهایی که عمل کرده بالا می‌رود.

پی نوشت ها


[۱] سوره منافقون آیه ۸. ترجمه: «و عزت از آن خدا و از آن پیامبر او و از آن مؤمنان است».

[۲] سوره نساء آیه ۱۳۹.

[۳] سوره اسراء آیه ۷۰. ترجمه: «و حقّا که ما فرزندان آدم را کرامت و شرافت بخشیدیم».

[۴] سوره حجرات آیه ۱۳. ترجمه: «در حقیقت‏ گرامی‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست».

[۵] «معبودم کمال جدایی از مخلوقات را، برای رسیدن کامل به خودت به من ارزانی کن و دیدگان دل‌هایمان را به پرتو نگاه به ‌سوی خویش روشن کن تا دیدگان دل، پرده‌های نور را دریده و به سرچشمه عظمت دست یابد و جان‌هایمان آویخته به شکوه و عزت قدست گردد».

[۶] صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم‌، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج ۶، ص ۳۰۷. متن اصلی: «کون الفاعل فی ذاته بحیث إن شاء فعل و إن لم‌یشأ لم‌یفعل».

[۷]ابن بابویه، محمد بن علی، التوحید، ص ۳۱۳. متن حدیث:

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ۷ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ عِنْدَهُ اللَّهُ أَکْبَرُ. فَقَالَ: اللَّهُ أَکْبَرُ مِنْ أَیِّ شَیْ‏ءٍ. فَقَالَ: مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ۷: حَدَدْتَهُ. فَقَالَ الرَّجُلُ: کَیْفَ أَقُولُ؟ فَقَالَ: قُلْ اللَّهُ أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَفُ

[۸] سوره ق آیه ۱۶.

[۹] سوره روم آیه ۴۸. ترجمه: « خدا همان کسی است که بادها را می‏فرستد و ابری برمی‏انگیزد و آن را در آسمان هر گونه بخواهد می‏گستراند و انبوهش می‏گرداند، پس می‏بینی باران از لابلای آن بیرون می‏آید».

[۱۰] سوره غافر آیه ۱۷. ترجمه: « امروز هر کس در برابر کاری که انجام داده است پاداش داده می‏شود؛ امروز هیچ ظلمی نیست؛ خداوند سریع الحساب است».

[۱۱] سوره اسراء آیه ۱۴. ترجمه: « «نامه‏ات را بخوان، کافی است که امروز خودت حسابرس خود باشی».

[۱۲] سوره آل عمران آیه ۴۸. ترجمه: « پس خداوند، پاداش این دنیا، و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد».

[۱۳] تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۴۱:

و قد وصف ثواب الآخرة بالحسن دون الدنیا إشارة إلی ارتفاع منزلتها و قدرها بالنسبة إلیها

[۱۴] الواح جمع لوح است. لوح یعنی مثل یک صفحه‌ای که روی آن نوشته می‌شود.

[۱۵] سوره رعد آیه ۳۹. ترجمه: «خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات می‏کند؛ و «امّ الکتاب» [لوح محفوظ] نزد اوست».

[۱۶] سوره زخرف آیات ۳ و ۴. ترجمه: «ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که بیندیشید و همانا که آن در کتاب اصلی (لوح محفوظ) به نزد ما سخت والا و پرحکمت است‏».

[۱۷] در این آیه «عَرَبِیًّا» احتمال دارد به معنای زبان عربی باشد و احتمال دیگر این است که عربی در اینجا به معنای آسان و آشکار باشد.

[۱۸] ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال،‏ ج ۲، ص ۵۷۹. ترجمه: « آیا کتاب پروردگار من بهترین چیزها بعد از خود خدا نیست؟»

[۱۹] شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، خطبه ۱۴۷ ص: ۲۰۴. ترجمه: ««خداوند در کتاب خودش تجلی کرده است بدون اینکه مردم او را ببینند».

[۲۰] سوره واقعه آیات ۷۷ تا ۷۹. ترجمه: «که آن، قرآن کریمی است، که در کتاب محفوظی جای دارد، و جز پاکان نمی‏توانند به آن دست زنند [دست یابند].»

[۲۱] سوره احزاب آیه ۳۳. ترجمه: «. خدا فقط می‏خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند»

[۲۲] سوره آل عمران آیه ۴۲. ترجمه: «و [یاد کن] هنگامی را که فرشتگان گفتند ای مریم خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برتری داده است».

[۲۳] ابن بابویه، محمد بن علی، ‏ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۲۹.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha